بخاطر تو: )
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/19 | ساعت: 12:20
نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسه نه به خاطر جنگلها، نه به خاطر دریانه به خاطر دنیا به خاطر خانهی توبه خاطر یقینِ کوچکتبه خاطر آرزوی یک لحظهی من که پیشِ تو باشمبه خاطر دست های کوچکت در دست های بزرگِ منو لب های بزرگ من بر گونههای بیگناه توبه خاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو هلهله میکنیبه خاطر ...
Fuck your self Argo!
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/3 | ساعت: 7:22
I have person in my life, who has wealth to fight against everyone and everything, nothing does not matter for me, except one and that makes me power ;)
V
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/3 | ساعت: 7:22
who loves me as I am, has the merit to be with one who I try to be for whom
ای خودت
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/20 | ساعت: 14:18
خسته آمد که خستگی ببرد، خسته دیدم خسته بود اما آخ اما ای جادوی تو تکاننده بنیاد غم! ای ساقی ای که بر من میسازی و بنیاد غم بر می اندازی که تو که تو آی تو که جادو میکنی و رنگ میپاشی و زنده میکنی با دم مسیحایت! :) که مسیح اگر بر مرده می دمید تو آنکه از ایستادن ایستاده را پرواز می دهی
many much more than kheili
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/20 | ساعت: 14:17
"there are too many reasons to love you but i love you "with out reason
زندگی من
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/18 | ساعت: 1:25
ذهنم چند روزی مشوش شده بود، کتابی خوانده بودم و دوباره پرسش های همیشگی سراغم را گرفتند، نشستم هرچه خوانده بودم شنیده بودم اندیشه بودم را روی کاغذ نوشتم با خطی که خود از خواندن عاجزم با یاس از بی نتیجگی شروع کردم، به چیزی رسیدم که حس کردم در تمام کتاب های فیلسوفان لاادری یا ناباور مسکوت مانده، پاسخی ...
حرف اگر می زد از او می گفت
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/13 | ساعت: 14:46
دیوانه اگر بود دیوانه او بود عاشق اگر بود عاشق او از این پله بالا برو تا من نگران به تو نگرم بالا رفتنت راه که بالا رفتی اگر در جهان باشد بالا رفتن توست...
آنچه بر ذهن این روزها میگذرد
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/10 | ساعت: 16:55
نا امیدی چه چیز جز ندیدن کمال ذهنی در آنچه در اطراف رخ می دهد، آدمی همیشه دنبال هدف می گردد، دنیایی که نیازهای سرکش توده ناتوان را تامین نمی کند، و ادم هایی که دنبال قناعتند تا حقیقت، آنچه تا خود قبر با شما بیاید و چیزی برای قانع کردنتان داشته باشد لزوما حقیقت نیست چه آنکه ادمی که در ساده ترین مسائل...
:)
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/9 | ساعت: 0:55
برای آنکه بر ناتوانی خود چیره شوند، در درون برای خود دشمن آفریدند، خواهان قدرت بودند و والامقامی پس امیال طبیعی و شهوت را خرد شمردند تا در درون به نزاعی پایدار دست یابد، بر بخشی از خود غلبه کنند تا بر خود مقامی والا نهند، والا مقامی بدون دیده شدن ملال آور بود، بر دیگرانش نمایش دادند و اصرار ورزیدند،...
کاش
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/1 | ساعت: 20:58
از آقای کانت نوشته بود بهترین لذت ها شادی پس از خستگی انجام کاری است. تلخی لبخند را بهتر از طعم قهوه ام چشیدم. خسته بودم خواستم خسته نباشم. خواستم فکر کنم کسی هست که می داند خسته ام و خیالم جمع باشد می داند خستگی را به خاطرش تاب می آورم. خواستم کسی باشد که برای من تاب بیاورد. استرس داشتم به خودم نهی...
کاش ستاره ی آُسمان من هم شب ها برایم سوسو میزد
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/1 | ساعت: 20:58
شاید سهم من دقیقا این باشد شاید از همین شاید ها که آدم را راضی میکند دوباره زندگی کند ...و هرشبم را با قصه فردایی بهتر به صبح روانه می کرد و کاش کسی هم مرا یک جور دیگر دوست می داشت...
ای تو :)
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/31 | ساعت: 23:53
خواستم بگویمت جایت امن سرت اینجا روی پا خیالت راجت خیالت دور دور ورای آسمان آبی آنجا که می پرستمت
Limitless
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/29 | ساعت: 7:07
just be! :)
The same ;)
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/29 | ساعت: 7:07
I went to sleep just thinking about you, and I woke up just ...
بيشتر مردم در دامنه ي كوه، صعود را رها نمي كنند
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/25 | ساعت: 6:23
"اگر مي خواهيد عرض خيابان را طي كنيد، يك يا دو درجه تغيير مسير، آسيبي به شما نخواهد زد. اما اگر مي خواهيد از عرض اقيانوس بگذريد چند درجه خطا در محاسبه مي تواند شما را به دردسر بيندازد."
بخاطر تو :)
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/25 | ساعت: 6:23
نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسه نه به خاطر جنگلها، نه به خاطر دریانه به خاطر دنیا به خاطر خانهی توبه خاطر یقینِ کوچکت به خاطر آرزوی یک لحظهی من که پیشِ تو باشمبه خاطر دست های کوچکت در دست های بزرگِ منو لب های بزرگ من بر گونههای بیگناه تو به خاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو هلهله میکنیبه خاطر شبن...
من
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/22 | ساعت: 8:12
کسی هست که نیمه شب مشتاقانه به تو می اندیشد
در ایز جاست وان مجیکال آنجل این د ورلد
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/20 | ساعت: 22:07
ا بیلیو این مجیک، وانس ا فاند ا کایند آو کایند پرتی انجل این مای لایف، آی فل این لاب اند دن شی رایز می آپ تو اسکایز، ان آنجل، هو میک مجیک! هوس دی تو دی بی ا گریتر وان، ا کایندر، ا لابلیر، ا میتر وان! ا سی ا کن سی دت انیوان الز کنت اند ا پرود مای سلف تو گیو ال آو مای ریسپکت تو د پوینت آنجل هو دیزروز ...
308
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/12 | ساعت: 6:34
نبی رفت کلیدش پیش من است آمدم اینجا ، نشستم گزارش فردا صبح باید آماد باشد، امروز اسمس دادم که آقای استاد تربیت فردا 9.5 میام پیشت ، صابری زنگ زد که انتخاب واحدش به مشکل خورده دانشکده صنایع هم جز برنامه فردا صبح است ترابی هم صبح می خواهد روی گزارش نظر بدهم می ترسم تا 12 بخوابم و همه بر باد روند...این...
عطرت
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/12 | ساعت: 6:34
در حافظه ام باد روان است، روان است که می رود بر باد حافظه ام، بر باد که روان است عطرت، می رود حافظه ام، حافظه ام که بر باد عطرت می برد حافظه ام، باد می برد عطرت را، اما حافظه ام، عطرت که حافظه می برد از حافظه نمی رود، عطرت برده بود حافظه ام را که آمدی، عطرت از حافظه نمی رود و هرچه هست در حافظه ام بو...