از آقای کانت نوشته بود بهترین لذت ها شادی پس از خستگی انجام کاری است. تلخی لبخند را بهتر از طعم قهوه ام چشیدم. خسته بودم خواستم خسته نباشم. خواستم فکر کنم کسی هست که می داند خسته ام و خیالم جمع باشد می داند خستگی را به خاطرش تاب می آورم. خواستم کسی باشد که برای من تاب بیاورد. استرس داشتم به خودم نهیبب زدم بارها که هعی آقا، استرس که میرود شنبه 8 صبح میرود بعد زود تمام می شود 12 به رساندن آنچه مسترمیت می رساند میرسی. کار ان یکی را هم شب به صبح میرسد روی کاغذ تمام میکنی ساعت نوشته بودم که بیدار که شدم تا 5 تایپ تمام شود ارائه بماند برای شب که برگشتم بعد کلد استاپ چشمانم را ببند صبح شود روزگار بگذرد زمستان بگذرد چیزی هست که ارزش اینگونه گذشتن ها را داشته باشد، ساعت 4 صبح جمعه شد چه خوب که فردا شنبه نبود. اما
کاش چیزی این دوسال آخر این چهار سال را از هم تمییز داده بود.
کاش آب حمامتان زودتر گرم شود
کاش وسایلشان زودتر از میانه اتاقتان جمع شود
کاش هیچوقت کسی آنجا که میروی نیاید
کاش لباس هایت را داده بودی و
کاش دیگر هیچ وقت چیزی یا چیزهایی نباشد که برای من مجبور به تاب آوردن باشی
برچسب: کاشت مو,کاشان,کاشت ناخن,کاشی تبریز,کاشی,کاشی کاری,کاشت ماری جوانا,کاشی مرجان,کاشت ابرو,کاش,
نویسنده: علی حیدری
تاريخ: پنجشنبه
1 مهر
1395 ساعت: 20:58