نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسه
نه به خاطر جنگلها، نه به خاطر دریا
نه به خاطر دنیا به خاطر خانهی تو
به خاطر یقینِ کوچکت
به خاطر آرزوی یک لحظهی من که پیشِ تو باشم
به خاطر دست های کوچکت در دست های بزرگِ من
و لب های بزرگ من بر گونههای بیگناه تو
به خاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو هلهله میکنی
به خاطر شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفته ای
به خاطر یک لبخند، هنگامی که مرا در کنار ِ خود ببینی
به خاطر یک سرود
به خاطر عروسک های تو، نه به خاطر انسان های بزرگ .
به خاطر سنگفرشی که مرا به تو میرساند
نه به خاطر شاهراههای دوردست
به خاطر ناودان، هنگامی که میبارد
به خاطر کندوها و زنبورهای کوچک
به خاطر جارِ بلند ابر در آسمانِ بزرگ آرام
بخاطر تو :)
برچسب: بخاطر تو,به خاطر تو میخونم,به خاطر تو رفتم,بخاطر تو میخونم هنگامه,بخاطر تو حمیرا,بخاطر تو زنده ام,شعر به خاطر تو,فقط بخاطر تو,فقط بخاطر تو منصور,فقط بخاطر تو منصور ویکی صدا,
نویسنده: علی حیدری